a
| سن مسئولیت کیفری |
![]() این مقاله توسط هیات علمی سایت ایرانی مطالعات حقوق بشرتهیه شده است. کلیه حقوق این مقاله برای سایت محفوظ بوده ونقل مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است. هیات علمی سایت متشکل از جمعی از دانشجویان دکتری حقوق ودانش آموختگان حقوق بشر وحقوق بین الملل فارغ التحصیل ازدانشگاههای ایران وخارج از کشور و وکلای دادگستری می باشد.مقدمه: سن مسئولیت کیفری از دیرباز جزو موضوعات مهم و پرچالش حقوق کیفری محسوب شده است. مبانی نظری توجیهکننده مسئولیت کیفری و مجازات، طی دورانهای مختلف مورد بررسی قرار گرفته و به نظر حقوقدانان، میتوان سه دوره تحول را در غالب جوامع مورد بررسی قرار داد: 1. جنگهای خصوصی یا انتقام فردی، 2. دادگستری، 3. دادگستری عمومی. توضیح اینکه، در ابتدا و در جوامع قبیلهای، اگر فردی مرتکب جرمی میشد، خصوصاً نسبت به قبیلهای دیگر، کل خانواده یا قیبله وی درگیر شده و ممکن بود مورد مجازات قرار گیرند. بعدها که جنگهای متعدد، قبایل را در هم ادغام کرده و دولت، در شکل ابتداییاش پدیدار شد، نظام مجازات و مسئولیت دستخوش تحول گشت و قاعده «تناسب بین جرم و مجازات» و قاعده «مسئولیت شخصی»، جایگزین اندیشه انتقام و مسئولیت جمعی شد. بنابراین، با پذیرفتن قاعده مسئولیت شخصی، به تدریج مباحثی مانند سن مسئولیت کیفری شخص، مسئولیت مطلق، تدریجی یا دفعی بودن مسئولیت و مواردی از این دست، به وجود آمدند. از سوی دیگر، با توجه به اینکه نظام حقوق بشر بینالملل مجموعه قواعدی است که حقوق انسانها را در ابعاد گوناگون مورد بررسی قرار میدهد، لازم بود که حقوق کودک را نیز به عنوان قشری آسیبپذیر مورد حمایت خویش داشته باشد؛ یکی از موضوعات مهم در عرصه حقوق کودک، تعیین سنی است که فرد با رسیدن به آن، در مقابل جرم ارتکابی، مسئول دانسته شود. تدوین اعلامیه جهانی حقوق کودک توسط مجمع عمومی سازمان ملل و بعد از آن، کنوانسیون حقوق کودک، که امروزه بیشترین تعداد اعضا را دارد، همگی بیانگر اهمیت موضوع است. سن مسئولیت کیفری، یکی از مهمترین و بحثبرانگیزترین موضوعات مطرح شده در اسناد حقوق کودک و حقوق بشر است، چرا که کشورهای عضو هر یک با توجه به فرهنگ و شرایط اجتماعی خود، سن خاصی را برای مسئول دانستن فرد درنظر گرفتهاند، در حالی که در کنوانسیون حقوق کودک، که مهمترین سند در این رابطه است، 18 سالگی، سن مسئولیت کیفری دانسته شده است. یکی از کشورهایی که در این میان مورد انتقادهای فراوان قرار گرفته، جمهوری اسلامی ایران است. کشور ایران از آنجایی که مطابق قانون اساسی، قوانین خود را در بر اساس دین مبین اسلام تدوین میکند، سن مسئولیت کیفری را 9 سال تمام قمری برای دختران و 15 سال تمام قمری برای پسران تعیین و بنابراین، افراد بالاتر از این سنین، دارای مسئولیت کیفری هستند. البته، این سنین در قوانین ایران در حال تغییر بوده و در لایحه قانون آیین دادرسی کیفری و قانون مجازات، با استفاده از نظریه سن مسئولیت کیفری تدریجی، مورد اصلاحات اساسی قرار گرفته است. بسیاری از حقوقدانان و برخی از فقها سن مسئولیت کیفری در فقه را نیز قابل افزایش میدانند که همگی به نوبه خود قابل بحث و بررسی هستند. در این جستار سعی بر آن است که به مطالعه تطبیقی سن مسئولیت کیفری در ایران، فقه اسلامی و کشورهای غربی، پرداخته و نقاط قوت و ضعف هر یک مورد مداقه قرار گیرد. گفتار اول: مفاهیم و کلیات مفهوم- «انسان در امور مدنی ملتزم به انجام تعهد و جبران ضرر و زیانهایی است که به دیگران وارد میسازد. همچنین در امور کیفری نسبت به تقبل آثار و عواقب افعال مجرمانه یا ترک فعلهای خود مسئول است[1]». مسئولیت در لغت به معنای پذیرفتن عواقب و پیامدهای کار است و مسئول کسی است که از او سؤال و بازخواست میشود. بنابراین، مسئولیت همواره با التزام همراه است. در قلمرو حقوق کیفری، محتوای این التزام تقبل آثار و عواقب افعال مجرمانه میباشد، یعنی «تحمل مجازاتی که سزای افعال سرزنشآمیز بزهکار به شمار میآید؛ لیکن به صرف ارتکاب جرم نمیتوان بار مسئولیت را یکباره بر ذمه مقصر گذاشت، بلکه پیش از آن باید وی را سزاوار تحمل بار سنگین دانست[2]» بنابراین، مسئولیت کیفری، الزام شخص به پاسخگویی آثار و نتایج جرم میباشد. ارکان مسئولیت کیفری- ارکان مسئولیت عبارتند از: اهلیت جزایی و تقصیر. اهلیت جزایی از دو عنصر ادراک و اختیار تشکیل شده است. ادارک در حقوق جزا به معنای قدرت و توانایی بر درک و تمییز ماهیت افعال، آثار، تبعات اخلاقی و اجتماعی که بر آنها بار میشود، به کار رفته است. با این وصف، اگر مجرم دارای ادراک و اختیار نباشد، مسئول اعمال خود نیست. به همین جهت، تعریف و تعیین حد و مرز مسئولیت کیفری، از اهمیت بالایی برخوردار است. مسئولیت کیفری چندین شرط دارد: الف) شخص به سن معینی رسیده باشد؛ ب) به جنون و حالات شبیه به آن مبتلا نباشد؛ ج) تحت تأثیر اجبار یا عوامل دیگر ارادهاش سلب نشده باشد. تحول مفهوم مسئولیت کیفری- از قرن 18 به بعد و همزمان با اهمیت یافتن شخصیت فرد در جامعه، در علوم کیفری نیز فرد بزهکار و شخصیت وی به عنوان یک معما مطرح و شناخت شخصیت مجرم به یکی از نگرانیهای مکاتب مختلف جرمشناسی تبدیل و دیدگاههای جدیدی در این ارتباط مطرح شد[3]. این دیدگاهها دو تحول عمده در زمینه مسئولیت کیفری پدید آوردند: الف) فردی شدن مسئولیت کیفری؛ در دوره بدوی و حتی تا قرون وسطی، هویت و به تبع آن مسئولیت فردی معنا نداشت. لذا مسئولیت کیفری، جمعی بود و به اعضای خانواده، قبیله یا طایفه نیز تسری مییافت. ب) شخصی شدن مسئولیت کیفری؛ تا قبل از قرن 18، مهمترین خصیصه مسئولیت کیفری، ماده، عینی یا موضوعی بودن آن بود. بدین معنا که به شخصیت و آنچه در فکر مجرم بود، توجه نمیشد، عنصر روانی اهمیتی در جرم شناختن عمل نداشت و صرفاً عنصر مادی اهمیت داشت[4]؛ اما بعد از این تاریخ، با ظهور مکاتب فکری جرمشناختی، بهترین راه مقابله با بزهکار، تعیین علل انجام بزه و تعیین واکنش مناسب، با توجه به شخصیت واقعی مجرم، دانسته شد[5]. سن مسئولیت کیفری مطلق و نسبی- سن مسئولیت کیفری در معنای خاص یا نسبی[6]، به معنای سنی است که طفل به درجهای از رشد و بلوغ برسد که بتوان وی را مجرم تلقی کرده و طبیعتاً تابع حقوق کیفری ویژه اطفال دانست. در واقع، علت نسبی بودن به دلیل این است که از فردی به فرد دیگر متغیر بوده و نسبت به رشد و بلوغ طفل موردنظر سنجیده میشود. سن بلوغ کیفری[7] یا سن مسئولیت کیفری مطلق، سنی است که بزهکار مطلقاً بزرگسال تلقی شده و تماماً مشمول کیفر قرار میگیرد. مسئولیت کیفری تدریجی- حد فاصل بین سن مسئولیت کیفری و سن بلوغ کیفری، به عبارت دیگر، سنین مسئولیت کیفری نسبی و مطلق، دورهای ارفاقی و ویژه است که دادرسی ویژه نوجوانان در آن معنا پیدا میکند. در این دوره، ضمانت اجراها و واکنشهای کیفری بیشتر جنبه آموزشی و اجتماعی دارند. وضع چنین مرحلهای برآمده از چندین مسأله بنیادین است: اول، وضعیت و ویژگیهای خاص کودکان؛ دوم، قابلیت تربیتپذیری کودکان و اینکه نظام عدالت باید در مورد آنها تبدیل به نظام تربیتی شود. چرا که هدف صرفاً ارعاب و یا تنبیه نبوده و نظام کیفری قصد بازگرداندن طفل به جامعه را نیز دارد. البته، قوانین کشورها رویکردهای یکسانی را در رابطه با این دوره ندارندو برخی این دوره را تقسیم کرده و در هر مقطع زمانی واکنش خاصی را تعریف کردهاند و برخی دیگر، این دوره را یکپارچه درنظر گرفته و تعیین مجازات مناسب، از میان موارد معین را به دست قاضی گذاشتهاند[8]. گفتار دوم: سن مسئولیت کیفری در اسلام سن مسئولیت کیفری در حقوق اسلام با محک بلوغ تعیین و سنجیده میشود. قرآن کریم و سیره معصومین- در کتاب مقدس قرآن به سن خاصی در تحقق بلوغ اشاره نشده اما در سنت معیار بلوغ که «احتلام در پسران و حیض در دختران» است، مورد ملاک قرار گرفته شده است. مستند این سخن، روایتی از پیامبر اسلام است که میفرمایند: «رفع القلم عن ثلاثة: عن الصبی حتی یحتلم و عن المجنون حتی یفیق و عن النائم حتی یستقیظ»، ملاحظه میشود که کودکی، تا زمانی که فرد بالغ شود، ادامه دارد و تا رسیدن به این حالت، کودکان مرفوع القلم هستند؛ یعنی در برابر اعمال خویش، تکلیف نداشته و در نتیجه، از مسئولیت کیفری نیز معاف هستند. مشهور فقهای امامیه- سن مسئولیت کیفری را برای پسران، 15 سال و برای دختران 9 سال تمام قمری میدانند. عمدهترین دلیل در این رابطه، روایت حمزه بن حمران از امام محمد باقر (ص) است که میفرمایند: «از امام محمد باقر روزی پرسیدم که، چه موقع بر پسر، همه حدود الهی واجب میگردد و از او مواخذه میشود؟ امام (ع) فرموند: «وقتی که از کودکی خارج شده، صاحب ادراک و شعور شود». گفتم آیا برای آن حدی هست که با آن شناخته شود؟ امام فرمود: «وقتی که محتلم شود و به سن 15 سالگی برسد یا شعور پیدا کند یا موی بر زهار او بروید، حدود الهی بر وی جاری میشود و به سود و زیانش حکم میشود؛ بر دختران نیز در نه سالگی حدود خداوند اجرا میشود»[9]. از سوی دیگر، برخی از قفهای اسلامی سن مسئولیت کیفری را قابل افزایش دانسته و معتقدند که درنظر گرفتن ملاکی غیر از بلوغ جسمی، خلاف قواعد اسلام نمیباشد. در این رابطه به استدلال آیتالله خویی اشاره میشود: «در رابطه با سیره، بنای عقلاء و عرف، یک سیره فعلیه ی امضایی داریم و یک سیره مقدره امضایی[10]. در زمان تشریع، یک سری روشهای عرفی و بناهای عقلا وجود داشته، مانند ضمان عاقله، برخی انواع مجازاتها، کیفر در سن معین و بسیاری احکام دیگر که مورد امضاء قرار گرفته و از آن پس جزء احکام اسلام قرار گرفته؛ اما سیرههای امضایی منحصر به سیره فعلیه نیست. در حال حاضر یک سری مواردی وجود دارد، مانند نهادهای مختلفی که در زندگی جاری اجتماعی و سیاسی مردم رواج پیدا کرده، این نهادها قبلاً وجود نداشته است اما سیره مقدره، به ما این اجازه را میدهد که استدلال کنیم، چون شارع خواهان امضاء احکامی است که مطابق با روش عقلاست و با توجه به اینکه امروزه نهادهای زیادی وجود دارد که در زمان گذشته نبوده، در نظر میگیریم که، اگر شارع الآن میخواست حکم را امضا کند، به احتمال زیاد، این نهادها مورد تأیید قرار میگرفتند. بهطور مثال، نهادی مانند ضمان عاقله که نوعی همیاری و همکاری برای پرداخت دیه بوده است، مورد تایید شارع قرار گرفت چون برای جلوگیری از خونریزی و انتقامجویی بود؛ لذا اگر شارع در زمان حال قصد وضع قاعده داشت، نهادی مانند بیمه را که برای جامعه مفید است را نیز مورد تایید قرار میداد چرا که هم با سیره عقلاء موافق است و هم با مقاصد شریعت در تضاد نیست»[11]. این مسأله را میتوان در بحث سن مسئولیت کیفری نیز مورد استفاده قرار داد: اگر عرف عقلای امروز برای مسئولیت و استحقاق مجازات، سن مشخصی را عادلانه و بخردانه میداند، واضح است که طبق سیره مقدره امضایی، مورد تأیید شارع نیز هست. بنابراین، مشروعیت سنی، متفاوت از آنچه در روایات آمده است، به استناد این استدلال میتواند تحقق پیدا کند. اینطور نیست که ما صرفاً بر اساس آنچه امروزه عاقلانه تلقی میشود خواهان تغییر باشیم، روایات خود متعدد بوده و نشانگر این مهم است که ملاک سن مسئولیت کیفری، با توجه به فرهنگ نواحی مختلف، متفاوت بوده است. هر کشوری بر اساس فرهنگ خود، سن را تعیین میکند و این اختلاف حتی میان کشورهای اسلامی نیز وجود دارد. امروزه بنای عقلا در حال نزدیک شدن به هم بوده و همگی سن مشخصی را مبنا میدانند که هم در نظرشان عادلانه است و هم عاقلانه. بنای شارع بر امضایی بودن است و هر سنی که دو ملاک عاقلانه و عادلانه بودن از منظر عرف و عقلا را دارا باشد، مورد تایید و امضاء شارع نیز قرار دارد. گفتار سوم: سن مسئولیت کیفری در قوانین ایران در رابطه با سن مسئولیت کیفری در قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران، لازم است که به دو دسته قوانین، بینالمللی و داخلی، اشاره کرد. در آخر نیز رویکرد قانون نویسان نسبت به سن مسئولیت کیفری در لایحه قانون آئین دادرسی کیفری و قانون مجازات ذکر خواهد شد. قوانین بین الملل- کشور ایران مهمترین سند مربوط به حقوق کودک، یعنی کنوانسیون حقوق کودک را مورد تصویب قرار داده و مطابق قوانین، این سند بین المللی به منزله قانون داخلی محسوب میشود. بنابراین، آنچه در کنوانسیون آمده، جزء قوانین جمهوری اسلامی ایران است. البته، این معاهده بین المللی با حق شرط پذیرفته شده و به همین دلیل، به رسمیت شناختن سن دیگری غیر از آنچه در کنوانسیون آمده، یعنی 18 سال، امکانپذیر است. قوانین داخلی- سن مسئولیت کیفری در قوانین قبل از انقلاب اسلامی، در قانون مجازات عمومی سال 1304 و قانون تشکیل دادگاههای اطفال بزهکار سال 1338 مورد توجه قرار گرفته بود. ضابطهای که در آنجا در نظر گرفته شده بود، ضابطه رشد عقلی یا ضابطه تمییز بود؛ به این معنا که، آیا فرد قدرت تمییز و تشخیص دارد یا خیر. منتها، این دو قانون با هم یک تفاوت داشتند و آن اینکه قانون سال 1304، از 9 سال تا 18 سال را مسئول و قانون تشکیل دادگاههای اطفال بزهکار سال 1338، از 6 تا 18 سال را دارای مسئولیت کیفری میدانست؛ یعنی حداقل سن مسئولیت کیفری را 3 سال پایین آورده بود و بعد به صورت پلکانی از 6 تا 9 سال، 9 تا 12، 12 تا 15 و 15 تا 18 سال، مجازاتهای گواناگونی را برای فرد قرار داده بود. به هر حال، این قوانین تا سال 1361 مجرا بوند تا اینکه با تصویب سه قانون این دو قانون اصلاح شد. در سالهای 1360 و 1361 حدود 2500- 3000 ماده در قوانین جزایی و قضایی جمهوری اسلامی ایران اصلاح شد. در قانون اصلاح قانون آیین دادرسی کیفری، دادگاههای کیفری 1 و 2 تشکیل و دادگاههای اطفال برچیده شد. قانون راجع به مجازات اسلامی در همین سال تصویب شد که در این قانون سن مسئولیت کیفری تدریجی به موجب ماده 26، که مشابه ماده 49 قانون مجازات اسلامی فعلی است، برداشته شد. در همان سال ماده 1210 قانون مدنی هم اصلاح و سن بلوغ را که در آن ماده 18 سال بود به سن بلوغ شرعی تغییر داد. با وجود این، رویه قضایی از اینکه سن مسئولیت کیفری را تغییر دهد ابا داشت؛ به همین علت از شورای عالی قضایی آن زمان که متشکل از 5 نفر فقیه در رأس قوه قضاییه بود، استفتاء کردند که آیا میتوان سن ماده 1210 قانون مدنی را در موارد جزایی اعمال نمود؟ در پاسخ به آن استفتاء چنین گفته شد: «طبق تبصره 1 ماده 26 قانون راجع به مجازات اسلامي، منظور از طفل كسي است كه به حد بلوغ شرعي نرسيده باشد. طبق تبصره 1 ماده 1210 اصلاحي قانون مدني، سن بلوغ در پسر 15 سال تمام قمري و در دختر 9 سال تمام قمري است». در اصلاح قانون مجازات، ماده 49 تصويب و عيناً ماده 26 وارد قانون مجازات اسلامي شد. اطفال در صورت ارتكاب جرم، مبرا از مسئوليت كيفري هستند. تبصره اين ماده ميگويد: «طفل كسي است كه به حد بلوغ شرعي نرسيده باشد». بنابراین، مجدداً اختلافنظرهايي به وجود آمد و بحث اين بود كه، با توجه به ماده و تبصره آن، طفل كسي است كه به حد بلوغ رسيده باشد نه سن بلوغ. سؤال پيش آمد كه، آيا اين حد بلوغ، سن بلوغ است يا خير. پاسخ استفتا نيز دقيقاً تكليف نميكرد كه قطعاً اين حد بلوغ همان سن بلوغ است. اداره حقوقي در يك نظر مشورتي به شماره 1513/7 مطرح میكند كه، سن در بلوغ موضوعيت ندارد. اين مسأله در رأي اصراري شماره 13 صادره در سال 1374 مطرح شده است؛ بدين معني كه سن تنها ملاك براي تشخيص بلوغ نيست و از امارات ديگري نيز ميتوان براي كشف بلوغ استفاده كرد. نکته مهم این است که، اين تفسير بايد در حالتي مورد استفاده قرار گیرد كه به نفع متهم باشد. در سال 1379، معاونت حقوقي قوه قضاييه با همكاري دفتر يونيسف در تهران، دست به اصلاح قوانین مربوط به کودکان زدند و تا سال 1381، 55 جلسه تشكيل و لايحهاي تحت عنوان رسيدگي به جرايم اطفال و نوجوانان تصويب شد. اين لايحه در سال 1389 دو قسمت شد: يك قسمت آنكه مربوط به مجازاتها و سن مسئوليت كيفري بود که در كليات لايحه مجازات اسلامي قرار داده شد؛ قسمت دوم، شرايط شكلي رسيدگي به جرم بود که در لايحه آيين دادرسي كيفري وارد شد. در اين لوایح ملاك تمييز جايگزين شده است. مواد 32 تا 35، سن مسئولیت كيفري را همان 9-12 سال ، 12-51 سال و 15-18 قرار دادهاند. تفاوت بين دختر و پسر نيز از بين رفت و مستند آن استفتاآت به عمل آمده از آيت الله نوري همداني و صافي گلپايگاني است. البته این ملاک در حدود، قصاص و تعزیرات متفاوت است[12]. با توجه به مطالب گفته شده میتوان گفت که، قوانین جمهوری اسلامی ایران در مسیر ایجاد اصلاحات مناسبی در راستای اعتلای حقوق کودک است. افزایش سن مسئولیت کیفری مطلق و برقراری نظام مسئولیت کیفری تدریجی، در لایحه آئین دادرسی کیفری و مجازات اسلامی، بیانگر چنین امری است. ذکر این نکته الزامی است که با توجه به آئین دادرسی کیفری ایران به کلیه جرایم افراد زیر 18 سال در دادگاه اطفال رسیدگی می شود ودر خصوص هیچ فرد زیر سن مذکور مجازات اعدام اجرا نمی گردد. گفتار چهارم: سن مسئولیت کیفری در غرب آنچه در ادامه این جستار بدان پرداخته میشود، بررسی تطبیقی سن مسئولیت کیفری در میان کشورهای جهان است تا از این طریق جایگاه کشورهای غربی و ایران به لحاظ رعایت معیارهای حقوق کودک و به تبع حقوق بشر، مشخص شود. در کشورهای استرالیا، آمریکا[13]، ایرلند، اردن، تایلند، نیجریه، هند، مصر، زامبیا، غنا، گراندا، کویت، لبنان، لیبی، مالاوی، مالدیو، میانمار، قطر، سوئیس، سوریه، ترینیداد، توباگو، اوگاندا، امارات و یمن، سن مسئولیت کیفری هفت سال است. در کشورهای اتیوپی، مالت و عمان، سن مسئولیت کیفری نه سال است. در کشورهای انگلستان، اوکراین، کامرون، فیجی، جزیرهی مارشال، زلاند نو، ترکیه، عربستان سعودی و سیرالئون، سن مسئولیت کیفری ده سال است. در کشورهای اسپانیا، پرو، دومینیکن، فلسطین، گواتمالا، هندوراس، هلند و یونان، سن مسئولیت کیفری 13 سال است. در کشورهای آلمان، آذربایجان، اتریش، ایتالیا، ارمنستان، بلغارستان، پاراگوئه، ژاپن، روسیه، گرجستان، مجارستان، قرقیزستان، لیختنشتاین، لیتونی، مولداوی و مقدونیه، سن مسئولیت کیفری 14 سال است. در کشورهای اسلواکی، جمهوری چک، دانمارک، سوئد، فندلاند و نروژ، سن مسئولیت کیفری 15 سال است. در کشورهای آندورا، بلژیک، بولیوی، پرتغال، شیلی، کوبا، کنگو، گینهی بیسائو، جزایر میکروتزی و موزامبیک، سن مسئولیت کیفری 16 سال است. کشورهای اکوادور، کلمبیا، گینه و ونزوئلا، سن مسئولیت کیفری را 18 سال میدانند[14]. بنابراین، در کشورهای غربی برخی سن مسئولیت کیفری دفعی را پذیرفته و برخی قائل به مسئولیت کیفری تدریجی شدهاند و البته در این خصوص، همانگونه که در بحث کلیات اشاره شد، دستهای از کشورها بر اساس نوع جرم ارتکابی، برای کودکان مجازات تعیین کرده و حدود مسئولیتشان را تعریف میکنند و برخی دیگر، بر اساس میزان رشد و سن فرد، مجازات را تدریجاً افزایش میدهند. تحلیل و نتیجهگیری با توجه به مطالب گفته شده در مورد سن مسئولیت کیفری در اسلام، ایران و غرب، میتوان نتیجه گرفت که:
[1] . توجهی، عبدالعلی، (1384)، سن مسئولیت کیفری دختران، کتاب بازپژوهشی حقوق زن، (ناصر قرباننیا و همکاران)، تهران: انتشارات روز نو [2] . اردبیلی، محمدعلی، (1381)، حقوق جزای عمومی، تهران، نشر میزان [3] . نجفی ابرندآبادی، علی حسین، (1381)، تقریرات درس جرمشناسی، (حمید بهرهمندی و محمد صادری)، تهران، دانشگاه امام صادق [4] . نهعیمی، لیلا، (1382)، «مسئولیت کیفری اطفال از دیدگاه مکاتب مختلف»، فصلنامه ندای صادق، سال هشتم، (ش 32)، صص 82-84 [5] . ابرندآبادی، علی حسین، همان، صص 31-38 [6] . Responsibility Penal [7] . Majority Penal [8] . سوادکوهیفر، سام؛ کاظمی، سیدعلی، (1388)، «سن مسئولیت کیفری تدریجی دختران»، فصلنامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان، سال دوزادهم، (ش 45)، ص 235 [9] . اصغری، عبدالرضا، «سن مسئولیت کیفری در حقوق اسلام»، مجله تخصصی دانشگاه علوم انسانی رضوی، صص 81-88 [10] . احکام امضایی: احکامی هستند که قبل از قبل در جامعهای وجود داشته و صرفاً مورد تآیید قرار گرفته است. احکام انشائی: احکامی هستند که توسط نهاد قانونگذاری انشاء یا ایجاد شدهاند. آیتالله خویی در بیانات خویش احکام امضایی را به دو دسته تقسیم کردهاند: احکام امضائیه فعلیه، به معنای احکامی که اسلام با ظهور خود در جامعه آن زمان مورد تأیید و امضاء قرار داده و احکام امضائیه مقدره، به معنای احکامی که ما فرض میکنیم اگر دین اسلام در حال حاضر ظهور میکرد، مورد تأیید قرار میداد؛ چرا که بنای عقلا در زمان کنونی چنین امری را لازم میداند و اسلام نیز به آن چیزی حکم میکند که عقل حکم میکند (ما حکم به العقل، حکم به الشرع). [11] . میرسعیدی، سیدمنصور، (1390) «گزارش نشست تخصصی سن مسئولیت کیفری»، وزارت دادگستری- مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک [12] . کاظمی، سیدعلی، (1390)، «گزارش چهارمین نشست تخصصی حقوق کودک- سن مسئولیت کیفری»، معاونت حقوقی قوه قضائیه- دفتر تهران در یونیسف- معاونت اجتماعی فرهنگی شهرداری منطقه 6 [13] . در رابطه با آمریکا باید این نکته را متذکر شد که، گرچه در بیشتر ایالات آن قواعد کامنلا جاری بوده و سن مسئولیت کیفری از هفت سالگی آغاز و تدریجاً در 14 سالگی کامل میشود، اما در برخی ایالات کودک از شش سالگی دارای مسئولیت بوده و میتواند توسط دادگاه محکوم شود. [14] . Don Ciprinal, Children's Rights and the Minimum Age of Criminal Responsibility: A Global Perspective, Published by Ash gate Publishing limited, 2009
سردبیر بخش گزارش : سید صابر شیخ الاسلامی دانش آموخته حقوق بشر ومشاور حقوقی کلید واژه : کودک، سن مسئولیت کیفری، ایران،فقه، حقوق آمریکا http://humanright-ias.com/shownews.php?idshow=841 |