a
فریدون کدخدایی


در چارچوب واقع‌گرایی تهاجمی (Offensive Realism)، اسرائیل امنیت خود را نه بر اساس توازن قوا، بلکه بر پایهٔ برتری مطلق و حذف ظرفیت‌های بالقوهٔ دشمن تعریف می‌کند.
این منطق بر آن است که در نظام بین‌المللِ آنارشیک، اعتماد به نیت دولت‌ها بی‌معناست و تنها کنترل بر منابع قدرت رقیب می‌تواند بقای دولت را تضمین کند. از همین رو، حتی در دوره‌هایی که امکان گفت‌وگو یا توافق وجود دارد، اسرائیل استراتژی نظامی و اطلاعاتی خود را تغییر نمی‌دهد، زیرا تهدید را نه در رفتار لحظه‌ای ایران، بلکه در «توانایی بالقوه» آن می‌بیند.

استمرار حملات سایبری به زیرساخت‌های هسته‌ای، ترور دانشمندان، و عملیات هوایی در سوریه همگی در همین چارچوب قابل فهم‌اند.

این رویکرد در قالب بازدارندگی پیش‌دستانه (Preemptive Deterrence) معنا می‌یابد؛ دکترینی که می‌کوشد تهدید را پیش از بلوغ از میان ببرد. در چنین منطقی، امنیت محصول اقدام پیش‌گیرانه است نه واکنش دفاعی. تل‌آویو بر این باور است که هرگونه تعلل در مهار ایران می‌تواند به تغییر موازنهٔ منطقه‌ای بینجامد و بازدارندگی اسرائیل را تضعیف کند. در نتیجه، صلح رسمی نیز برای آن تنها یک وضعیت تاکتیکی و موقت است، نه راه‌حل ساختاری.

تا زمانی که ایران از منظر تل‌آویو توانایی حفظ بازدارندگی موشکی یا هسته‌ای داشته باشد، اسرائیل عملیات‌های پیش‌دستانه را ادامه خواهد داد.

به بیان دیگر، در منطق امنیتی اسرائیل، صلح نه پایان جنگ، بلکه شکلی متفاوت از تداوم آن در عرصهٔ سیاسی و اطلاعاتی است.

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام دی ۱۴۰۴ساعت 2:19 توسط فریدون کدخدایی |