a
یکی از آن دو مفهوم در اصطلاحات اسلامی، بالاخص در فقه اسلامی بنام "رشد"
نامیده میشود. اصطلاحی است مأخوذ از قرآن مجید. مفهوم دیگری که بهتر و
درست تر باید با آن آشنا شویم مفهوم امامت و به وجهی هدایت است. رشد
کلمهای است که از قرآن مجید گرفته شده است.
قرآن مجید در مورد کودکان
بی سرپرست که دارای ثروت هستند این اصطلاح را به کار برده است، در مورد
یتیمان میفرماید: یتیمانی که سرپرست خود را از دست دادهاند و مملوک و
ثروتی دارند تا زمان بلوغ بر آنها قیمومت کنید و ثروتشان را در اختیارشان
قرار ندهید. البته بلوغ شرط لازم است ولی کافی نیست زیرا علاوه بر بلوغ "
رشد " لازم است، تعبیر آیه اینست: «حتی اذا بلغوا النکاح فان آنستم منهم رشدا فادفعوا الیهم اموالهم»
برای آنکه ثروتشان را در اختیارشان قرار دهید، رسیدن به حد بلوغ طبیعی
یعنی بلوغ نکاح و بلوغ جنسی کافی نیست، زمانی که رشد در آنها احساس شد
میتوان ثروت را در اختیارشان قرار داد. (نساء/6)
در فقه و سنت
اسلامی نظیر همین مطلب در مورد ازدواج آمده است. در فقه اسلامی محرز و
مسلم است که برای ازدواج، تنها عقل و بلوغ کافی نیست یعنی یک پسر به صرف
آنکه عاقل و بالغ است نمیتواند با دختری ازدواج کند همچنانکه برای دختر
نیز عاقله بودن و رسیدن به سن بلوغ دلیل کافی برای ازدواج نیست، علاوه بر
بلوغ و علاوه بر عقل، رشد لازم است. عقل غیر از رشد است و مسئله دیگری است،
افراد یا عاقلاند و یا مجنون، عاقلها به دو نوع تقسیم میشوند: یا رشید
هستند یا غیر رشید. یعنی انسان عاقل و بالغ ممکن است رشید باشد و ممکن است
غیررشید. قبل از توضیح این اصطلاح لازم است برای رفع اشتباه به یک اصطلاح
شایع امروز خودمان در زبان فارسی اشاره کنم.
در اصطلاح متداول
فارسی امروز، به کسی رشید میگوئیم که اندام خیلی موزون و برازندهای
داشته باشد، عرب این را رشیق میگوید نه رشید. رشد در اصطلاح فقهی مربوط به
اندام نیست، یک نوع کمال روحی است. مثلا در مورد ازدواج پسری که میخواهد
ازدواج کند باید معنی و هدف و ارزش نتایج ازدواج را درک کند و قدرت تشخیص و
انتخاب و اراده داشته باشد. به صرف تلقین این و آن شخصی را به عنوان همسر
انتخاب نکرده باشد. همچنانکه دختر نیز برای انتخاب همسر باید رشد داشته
باشد.
به یاد دارم که در قبالههای قدیم وقتی اسم زوج و زوجه را مینوشتند، درباره زوج مینوشتند: " العاقل البالغ الرشید " و درباره زوجه مینوشتند: " العاقلة البالغة الرشیدة
". یعنی این مرد که ازدواج کرده است، مردی عاقل، بالغ و رشید است و این زن
هم زنی عاقله و بالغه و رشیده است، یعنی علاوه بر عقل و بلوغ دارای رشد
است. اینها که در قبالههای قدیم نوشته میشد به معنی این بود که عاقدها
میخواستند مدعی شوند که ما رعایت همه جوانب فقهی را کردهایم.
اما
واقعا و عملا آیا این امر مهم رعایت میشد یا نه؟ آیا واقعا به مسأله رشد
پسران و دختران بر طبق فقه اسلامی عمل میشد یا نه مطلب دیگری است و تا
حدی شرم آور است